فدراسيون ووشو و انجمن و مرکز تحقيقات ام اس ايران در تاریخ ۶ بهمن ماه ۱۳۹۹ تفاهم‌نامه سه جانبه همکاری  در راستای مسئولیت اجتماعی و به منظور پيشگيري و درمان بيماري ام اس و گسترش ورزش در گروه بيماران ام اس، امضا کردند.

در مراسم امضاي اين تفاهم‌نامه امير صديقي رئيس فدراسيون ووشو، عبدالحسين هوشمند مديرانجمن ام اس ايران و عبدالرضا ناصر مقدسي رئيس مرکز تحقيقات ام اس حضور داشتند.

در مطالعات انجام شده مشخص شد که تايچي براي حفظ تعادل، آگاهي از بدن و روحيه براي بيماران مبتلا به ام‌اس بسيار مفيد است. از همين‌رو مقرر شد تفاهم‌نامه‌اي منقعد شود تا هم روند پژوهش‌ها در ايران نيز تحت نظارت مرکز تحقيقات ام‌اس مدون‌تر شود و هم فدراسيون ووشو با همکاري انجمن ام‌اس برنامه‌هاي آموزشي و کمک‌آموزشي منسجمي را آغاز کند.

بايد به اين نکته اشاره کرد که ايران در ميان تمامي کشورهاي خاورميانه بيشترين ميزان آمار ابتلا به ام‌اس را دارد که عمده‌ گروه سني اين بيماران بين 20 تا 40 سال است. در اين ميان اضطراب و استرس و زندگي مدرن مهم‌ترين عوامل ابتلا به ام‌اس محسوب مي‌شوند.

 

امضا تفاهم نامه به منظور حمایت حقوقی و قضایی از بیماران ام اس ، فی مابین اداره معاضدت کانون وکلای دادگستری مرکز و انجمن ام اس ایران

این تفاهم نامه که ۸ بهمن ماه منعقد گردید در راستای رسیدگی به مشکلات حقوقی بیماران ام اس تحت پوشش انجمن ام اس ایران  (ساکن تهران) میباشد.
طبق این تفاهم نامه در هفته یک روز یکی از همکاران کانون وکلا به صورت رایگان در محل انجمن ام اس حاضر و پاسخگوی سوالات و مشکلات حقوقی مراجعین میشوند.
همچنین اداره معاضدت کانون وکلای مرکز قول همکاری و تسهیل امر جهت تعامل فی ما بین انجمن های کل کشور و کانون وکلای سراسر ایران جهت انعقاد تفاهم نامه در راستای رسیدگی به مسائل حقوقی بیماران ام اس را دادند.



🔔♾️👈 *قانون "پل طلایی" در روان شناسی روابط*:

اگر کسی در مذاکره به شما دروغ گفت و شما متوجه شدید که او دروغ می‌گوید، نباید این مسئله را مطرح کنید. به عبارتی، ما اصلا حق نداریم طرف مقابلمان را ضایع کنیم. چرا که در مذاکره، طرف مقابل، یا همکار من است یا دوست یا یکی از اعضای خانواده من. باید به یاد داشته باشیم که به‌ هر حال، می‌خواهم رابطه‌ام را با این فرد ادامه بدهم و اگر بخواهم دروغش را به رویش بیاورم، برای خودم نامطلوب خواهد بود. چرا که حرمت‌ها از بین می‌رود و دیگر به‌ سختی می‌توان رابطه را ادامه داد.
*به همین دلیل در مذاکره مفهومی داریم به نام «پل طلایی».*
این مفهوم که یک قانون خیلی قدیمی ‌چینی است، می‌گوید اگر دشمن به شما حمله کرد و از پلی بر روی رودخانه‌ای گذشت، پل پشت سرش را خراب نکنید؛ چون وقتی دشمن بداند دیگر راه برگشتی ندارد، انرژی و تلاشش برای شکست دادن شما مضاعف خواهد شد. در عوض بروید و پل پشت سرش را از طلا بسازید تا اگر خواست عقب‌نشینی کند، احساس کند که روی این پل طلایی، حتی عقب‌نشینی هم افتخار است.
پس ما، *نه تنها نباید طرف مذاکره‌مان را ضایع کنیم، بلکه حتی موظف هستیم کمک کنیم که او خطایش را به شیوه آبرومندانه‌ای بپوشاند و عقب‌نشینی کند. در این صورت، رابطه قابل‌ ترمیم خواهد بود. مطرح کردن دروغ و خیانت دیگران، تنها در حالتی معنا پیدا می‌کند که تصمیم گرفته باشیم دیگر تحت هیچ شرایطی به دوستی و همکاری با آنان ادامه ندهیم.*
نه تنها مثال های متعدد سیاسی و تجاری، بلکه حتی مثال های خانوادگی هم در این زمینه وجود دارد.
وقتی مادری از فرزندش می‌پرسد که تو سیگار می‌کشی؟ فرزند هم می‌گوید نه؛ اصلا! مادر ممکن است یک لحظه اشتباه کند و بخواهد ثابت کند که من گیج نیستم! من زرنگم و واقعیت را می‌فهمم. با بیان واقعیت، اولین اتفاقی که می‌افتد این است که قبح این ماجرا در خانواده می‌ریزد. ولی زمانی که قبح این قضیه ریخته نشده است حداقلش این است که در ساعتی که فرزندشان در خانه است، به خاطر پنهان کردن از آنها سیگار نمی‌کشد. حتی اگر در خانه دیدند که ته سیگار افتاده، می‌توانند پل طلایی بسازند: *«آن مهمانی که سیگاری بود چرا ته سیگارش را اینجا انداخته» که فرزند احساس کند هنوز حُرمتی وجود دارد و باید مواظب باشد.*
سخت است که من چیزی را بفهمم و نگویم؛ ولی من می‌خواهم بچه‌ام تربیت شود نه اینکه شعور خودم را ثابت کنم! این خیلی خطرناک است که ما با اطرافیانمان به شکلی برخورد کنیم که چیزی برای از دست دادن باقی نماند.
اگر شما به من دروغ بگویید و من این دروغ را به روی شما بیاورم، شما مسلما به من نمی‌گویید: «من نمی‌دانستم تو متوجه می‌شوی من دروغ می‌گویم! پس از این به بعد من دیگر به تو دروغ نمی‌گویم!» بلکه با خودتان می‌گویید باید به این آدم دروغ‌های پیچیده‌تری گفت! پس شما با این کار آن فرد را تبدیل به یک آدم راستگو نمی‌کنید، *بلکه او را به یک دروغ‌گوی حرفه‌ای‌تر تبدیل می‌کنید.* بنابراین منی که کیف بچه‌ام را می‌گردم، در واقع امنیت ایجاد نمی‌کنم، *بلکه باعث می‌شوم فرزندم سوراخ‌های بهتر و امن‌تری برای قایم‌کردن پیدا کند.