1395-06-08 08:35
توانمند سازی افراد دارای ناتوانی
واژه Empowerment که ازفعل Empower گرفته شده است، به معنای قدرت دادن یا اختیار شخصی برای انجام عملی می باشد که دلالت بر توانمند سازی فرد دارد. ..

بنام خدا

توانمند سازی افراد دارای ناتوانی

 

واژه Empowerment که ازفعل Empower گرفته شده است، به معنای قدرت دادن یا اختیار شخصی برای انجام عملی می باشد که دلالت بر توانمند سازی فرد دارد. توانمند سازی فرآیندی است که موجب رشد و تقویت فرد دارای ناتوانی می گردد به گونه ای که می تواند مسائل و مشکلات سر راه خود را حل نماید. این امر از طریق مشارکت در تصمیم گیری در زمینه موضوعات مهمی که بر زندگی روزانه تاثیر می گذارد حاصل می گردد برای افراد دارای ناتوانی، توانمندی سازی به معنی خود مختاری و خود سرپرستی است در این فرآیند آنان با استفاده از ظرفیت های موجود کشف منابع و حمایت های هدفمند و ساختار مند به خود باوری می رسند و فر صت لازم برای مشارکت اجتماعی و قدرت لازم برای انتخاب و اقدام در عرصه های گوناگون را به دست می آورند. توانمند سازی در فرهنگ های مختلف دارای معانی متفاوتی است توانمند سازی به عبارت ساده داشتن صداو شنیده شدن، داشتن قدرت، خود تصمیم گیری ، داشتن کنترل ، یا به دست آوردن کنترل بیشتر، آزاد بودن، استقلال، توانایی مبارزه حقوق خود، رسمیت شناخته شدن و برخورداری از احترام برابر با سایر شهروندان و انسان هاست. (who,2011 )

براساس رویکرد توانمند سازی در خدمات توانبخشی که توسط ویلیام امنر درسال 1991 مطرح شد توانمندی سازی چهار عامل اصلی را در بر           می گیرد که باید از بعد درونی و بیرونی در برنامه ریزی ها مد نظر قرار گیرد.

  • سیستم های توانبخشی (موسسات و شرکت های دولتی و غیر دولتی)
  • متخصصین توانبخشی ( مشاورین، مدیران، کارشناسان)
  • خانواده افراد دارای ناتوانی یا مراقبان
  • افراد دارای ناتوان

توانبخشی، تساوی فرصت ها و تلفیق اجتماعی موجب توانمندی تمامی افراد دارای ناتوانی می گردد . مشارکت فردناتوان،خانواده وجامعه محلیو ملی یکیازاصول مهم در توانبخشی این افراد می باشد. همچنین نقش موثر آموزش همگانی در تمامی سطوح توانبخشی و افزایش اطلاع رسانی وآگاه سازی افراد دارای ناتوانی ، خانواده و جامعه می تواند موجب دستیابی به نتایج اصلی توانبخشی که همانا توانمند سازی افراد کم توان است، گردد.

در توانمند سازی افراد دارای ناتوانی، اهدافی همچون تغییر و تحول در نگرش و رفتار جامعه نسبت به آنان، دستیابی به استقلال درجامعه در حد امکان ، یکسان سازی فرصتها و عدالت اجتماعی، ارتقا عزت نفس با حفظ کرامت انسانی و مشارکت هر چه بیشتر در جامعه می باشد. برای رسیدن به اهداف فوق در وحله اول مشارکت و اقدام عمل خود افراد دارای ناتوانی که قادر به تجزیه و تحلیل مشکلات و نیازهای خود می باشند حائز اهمیت است ، چرا که بر اساس نیازهای خود قادر به حل آن هستند. دوم تشکل های غیر دولتی که هر یک بر اساس شرح وظایف و اساسنامه نسبت به مشکلات افراد دارای ناتوانی اقدام می نمایند و سوم سهم مهم دولت بنا بر وظیفه و قوانین جاری که موظف به تدارک و تامین منابع مورد نیاز این افراد جهت توانمند سازی آنان می باشد. همه این تلاش ها منتج به برابری در فرصت ها و حقوق افراد دارای ناتوان با دیگران می گردد تا بتوانند همانند همه انسان ها      بهره مندی از فرصت های جامعه برای آنان فراهم گردد. در قدم اول آموزش افزایش توانائیهای روانی، اجتماعی افراد می باشد که فرد را قادر می سازد تا بطور موثر با موقعیت های دشوار و کشمکش های زندگی روبرو شده و بر آنان غلبه نمایند.

سازمان بهداشت جهانی مهارت های زندگی را با عنوان ده گانه که ضرورت آموزش می باشد به عنوان یک روش توانمند سازی فردی در تکامل مسائل جامعه می داند.همچون خود آگاهی ، همدلی، روابط بین فردی، ارتباط موثر، مقابله با استرس، مهارت های مدیریتی و هیجان، تصمیم گیری، تفکر خلاق، تفکر نقاد و حل مسله مطرح می نماید. مطمئناً آموزش این مهارت ها و توانمند سازی فرد و کاربری آن می تواند خیلی از مشکلات فردی و اجتماعی را حل نماید.

1-خود آگاهی: نگاه واقع بینانه به ظرفیت های مثبت و منفی خود و بهره مندی ازدیگر توانایی ها و استعدادها جهت حل مشکلات خود استفاده نماید.

2-همدلی: اینکه بتواندخود راجهتتقویتارتباطاتاجتماعیآماده سازدوبا شناخت شرایطجامعهوافرادنسبت بهروابط انسانیومناسبباجامعه همگام شود.

3-روابط بین فردی: تقویت این مهارت موجب پذیرش در گروه شده و فعالیت مشارکتی و گروهی را تجربه می نمایدو با همکاری و مشارکت دیگران می تواند مسائل خود را حل نماید.

4-ارتباط موثر: دست یابی به این مهارت موجب می گردد که با تشخیص وضعیت و شرایط خود در گروه و جامعه بتواند با بیان کردن مسائل خود، ازگروه نسبت به رفع مشکل خود کمک بگیرد.

5-مقابله با استرس: ناتوانی افزایش استرس برای فرد در موقعیت های مختلف در اجتماع ایجاد می نماید که در صورت فراگیری مقابله با این شرایط خود یک مهارت مثبت برای فرد ایجاد می نماید.

6-مهارت مدیریت بر هیجان: در شرایط مختلف مثبت و یا منفی فرد دچار هیجانهایی می گردد که در صورت مطلع بودن از شرایط و کسب این مهارت قادر خواهد بود بر هیجان خود غلبه نماید و با مدیریت وضعیت مشکل را حل نماید.

7-تصمیم گیری: یکی از مهارت های است که در شرایط مختلف می تواند فرد را به سوی توانمندی سازی راهنمایی نماید که مطمئناً نقش اساسی در زندگی فرد به وجود می آورد .

8-تفکر خلاق: دستیابی به اینمهارت فردرا قادرمیسازدتابتوانددرخصوصموضوعات نوفکرجدیدارائه نمایدوازاینطریقبهتوانمندیخود افزایش دهد.

9-مهارت تفکر نقاد: اینکه فرد با موضوعات و پدیده های نرمال و قابل پذیرش جامعه آشنا گردد و نسبت به موضوعاتی که می تواند جامعه یا فرد را به بیراهه و کارهای نامناسب بکشاند ابراز نظر نماید.

10-حل مسئله: بطورکل درصورت مواجهه شدن با یک مشکل باتوجه به آموزشهای دریافت شدهمیتواندمشکل راشناسائی نماید وعواملیکه منجربه ایجاد این مشکل گردیده وراهکارهایی که می تواند رفع مشکل نماید را با بکارگیری آنها و تعیین بهترین روش قادر به غلبه کردن به دیگر مشکلات نیز گردد.

آموزش مهارت های فوق و بکارگیری آنان ضرورت آشنایی جامعه و خانواده نسبت به اینگونه موارد را ضروری می سازد تا بتوانند بطور موثر در موفقیت فرد مشارکت نمایند. جامعه یکی از محورهایی می باشد که می تواند به توانمند سازی افراد دارای ناتوانی کمک نماید. بعلت اهمیت موضوع در سال 1980 سازمان بهداشت جهان توانبخشی جامعه محور را مطرح نمود و اینکه این برنامه می تواند در ارتقا کیفیت زندگی افراد دارای ناتوانی موثر باشد. همچنین در سال 2004 با توجه به تغییر نگرشها و باورهای جامعه در یک بیانیه مشترک سازمان بین المللی کار، یونسکرو سازمان بهداشت جهانی ساختار توانبخشی جامعه محور را در برنامه های برابر سازی فرصت ها، کاهش فقر و وارد کردن افراد دارای ناتوان به جامعه داردکه در این ارتباط 5 موضوع اصلی بهداشت، معاش، آموزش، اجتماعی و مقوله توانمندسازی را نیز جزئی از این مولفه ها قرار داده است.

در یک جامعه زمانی افراد دارای ناتوانی بسوی توانمندی پیش خواهند رفت که تساوی فرصتها وجود داشته باشد و بدون توجه به طبقه، رنگ، عقاید، جنس،نوع و علت ناتوانی نسبت به ارتقاء آگاهی افراد،جلوگیری از فقر و دسترس بودن امکانات جامعه از قبیل سلامت ، تحصیل ، شغل و ... وجود داشته باشد و آن هدف غایی که افزایش قدرت و توانایی افراد دارای ناتوانی در ساختار جامعه فرا گیر می باشد، خواهیم رسید. برای اینکه بستر جهت توانمندی سازی افراد دارای ناتوانی فراهم گردد می بایستی بخش دولتی و تشکل های غیردولتی منسجم و در کنار یکدیگر مشکلات افراد دارای ناتوان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و جهت رفع مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی آنان در سطح جامعه برنامه ریزی نمایند و هر یک به سهم خود در یاری رسانی به موضوعات اصلی این افراد همت بگمارندو این افراد را در کلیه امور اجتماعی از قبیل خانواده، موضوعات اجتماعی، فرهنگی، آموزشی ،اوقات فراغت به مشارکت بگیرند و آنان را در برنامه ریزی ها سهم بدانند و امکان فرصت های برابر برای آنان مهیا گردد.قادر سازی افراد در مهارت های توسعه اجتماعی و زندگی به منظور مشارکت کامل و برابر آنان در آموزش به عنوان یکی از اعضای جامعه و برای دست یابی می بایستی تسهیلاتی براساس توانایی ها و نیازها مورد حمایت و راهنمایی همسان قرار گیرند.با برنامه ریزی و فراهم آوردن توانمندی سازی برای افراد دارای ناتوان موجب می گردد که خود و خانواده آنان با فراگیری های مهارت جدید و امکان مشارکت آنان در جامعه فراهم گرددو به عنوان یک فرد مفید جامعه درگیر برنامه های جامعه گردند و این فعالیت و حرکت موجب دلگرمی فرد و خانواده می شود تا بیشتر نسبت به فعالیت ها دلبستگی و احساس مالکیت نمایند و خود را در توسعه جامعه شریک بدانند.دسترسی به ساختمان ها، جاده ها، ایاب و ذهاب، وکلیه امکانات جامعه ممکن گردد. در ساختمان ها و سایر تسهیلات ارائه شده برای عموم، علائمی به خط بریل و سایر اشکال به سهولت قابل فهم و خواندن باشد. دسترسی افراد به نظام و فن آوری اطلاعات و ارتباطات از جمله اینترنت می باشد.پذیرفتن افراد دارای ناتوان به عنوان افرادی توانمند و دارای استعداد که هر یک دارای نقش های متفاوتی و توانایی های خاص می باشند زمینه مشارکت آنان در جامعه فراهم میگردد و فرصت برابر همانند دیگر افراد جامعه برای آنان مهیا می گردد و تسهیل دسترسی این افراد به وسایل کمکی توانبخشی، فناوری های کمکی، بمنظور حضور در جامعه و فعالیت های اجتماعی انجام می گردد.

ارتقاء سطح سلامت، عزت نفس و استقلال آنان یکی از زمینه های است که شرایط توانمند سازی را برای این افراد فراهم می سازد. با توجه به شرایط افراد دارای ناتوانی خدمات بهداشتی و درمانی مورد نیاز در اولین فرصت و مداخله زود هنگام می تواند عوارض ناشی از بیماری های ناتوانی را به حداقل رسانده و جلوگیری از ناتوانی های بیشتر فرد گردد. تلاش در استقلال فرد از نظر اقتصادی، اجتماعی می تواند او را در جامعه دارای استقلال نماید که در این مورد می طلبد در خصوص آموزش حرفه ای، استخدام، اشتغال، تدوام اشتغال، شرایط کاری بهداشتی و ایمنی، مسائل و مشکلات کار و کارگرو کارفرما، ایجاد فرصت های شغلی برابر، برنامه ها و مزایای بازنشستگی و کار افتادگی مورد توجه قرار گیرد.                

 

   ابوالقاسم نجفی

کارشناس ارشد فیزیوتراپی

نظر شما