1393-09-02 09:27

بنام خدا

توانبخشی اجتماعی

وجود افراد کم توان قدمتی بسیار طولانی همچون حضور بشر در این کره خاکی دارد. مطالعه در تاریخچه افراد کم توان نشان میدهد که در هر دوره ای از زمان ، در هر فرهنگ ، تمدن و نیز در همه طبقات اجتماعی، افرادی زندگی می کرده اند که از نظر فعالیت های اجتماعی ، واکنش های ذهنی و حرکتی پائین تر از حد طبیعی عمل نموده و نیازمند توجهات خاص بوده اند. مطالعه زندگی این افراد در گذشته تاریخی ، آشکار کننده این حقیقت است که رفتار غالب جوامع با این گروه، به دور از هر گونه عدالت اجتماعی بوده است. به گفته هلاندر ( 1996 ) برخورد جوامع انسانی با افراد دارای ناتوانی به پنج دوره مختلف تقسیم می گردد دوره اول حذف تا نابود سازی که عمده کارها بر محو و از بین بردن افراد ناتوان بوده. دوره دوم نگهداری در نوانخانه ها و زندگی دور از جامعه و دوره سوم را می توان بهبود عملکردی که دوران مراقبت و توانبخشی مبتنی بر موسسات تخصصی دانست و دوره چهارم که بنام دوره تداخل اجتماعی نامیده می شود که همراه با تشویق افراد دارای ناتوانی و حضور آنها در بین خانواده و جامعه و نیز در نظام اجتماعی بوده است و در نهایت در دوره پنجم یا دوره خودشکوفایی یا خود گردانی و قادر سازی فرد دارای ناتوانی می باشد.

این رویداهای تاریخی، کمک به دگرگونی وضعیت افراد دارای ناتوانی کرده و فلسفه بشر دوستانه بود ،که در دوره رنسانس شکوفا گردید و نگرش عمومی جامعه نسبت به افراد کم توانی تغییر کرد، اما تا آن حد پیش رفت تا درمان و مراقبت آنان را نیز در بر گرفت. قرن بیستم سرآغاز نوینی در زندگی افراد دارای ناتوانی بود ، بخصوص بعنوان دورانی که در آن جامعه بشری به خود جرات داد که رفاه و نیاز تمامی انسان ها را بعنوان یک هدف واقعی پی گیری نماید.

در نگاه های سنتی اصطلاح توانبخشی بر ایجاد تغییر در عملکرد فرد کم توان تاکید می کرد و نگاه خاص در انجام فعالیت های پزشکی فرد بود، در حالی که الگوی اجتماعی ، خواستار ایجاد تغییر در جامعه و محیط نیز می باشد . مفهوم توانبخشی اجتماعی به میزان توانایی فرد دارای کم توانی توجه داشته نه به ناتوانی فرد تاکید دارد و در جهت تشویق و ترویج افراد دارای کم توانی و کمک به آنها در جهت قبول مسئولیت کامل ، بعنوان عضوی از جامعه تا آزادی انتخاب و فرصت های مساوی گام برداشته و سعی بر آن است که محیط را با نیاز های آنان هماهنگ گردد.

این نوع دیدگاه، جامعه را در تغییر نگرش به افراد دارای کم توان را فراهم می سازد .توانبخشی اجتماعی کم توانی ،را نتیجه جدا سازی و حذف از مشارکت کامل در جامعه دانسته که به فرد تحمیل شده است. توانبخشی اجتماعی خواهان ایجاد تغییر در جامعه، تغییر در محیط فیزیکی ، تغییر در نقش های اجتماعی و تغییر در نگرش های منفی افراد می باشد و این مقوله زمانی انجام می گیرد که برابر تساوی فرصتها برای آنان فراهم گردد. تساوی فرصتها در کلیه زمینه ها همچون محیط فیزیکی ، فرهنگی، مسکن، حمل و نقل، آموزش، شغل، ورزش که امکان در دسترس قرار گرفتن آن، فراهم گردد . مسئولین توانبخشی اجتماعی همانا مددکاران و تیم توانبخشی بر این باور می باشند، که هر چه فرصتها محدودترشوند شکاف میان فرد دارای ناتوانی و محیط اطراف او عمیق تر می شود و براین تاکید دارند که آنان می توانند یک زندگی مستقل داشته و بتوانند. از نزدیکترین محل آموزش، پزشکی ، توانبخشی و ... بهره مند گردند. و سوار همان وسیله نقلیه ای شوند که دیگران استفاده می نماید و بتوانند شغل و تحصیلات و ازدواج و تشکیل خانواده را داشته باشند و شرایط محیط همانند دیگر افراد جامعه برای آنان نیز امکان پذیر باشد.

در پایان اهداف توانبخشی اجتماعی را می توان * اطلاع رسانی در جامعه به منظور احترام به کرامت انسانی و شایستگی فردی * فراهم آوردن مشارکت افراد ناتوان در فعالیت های جامعه * پی گیری امور افراد دارای ناتوانی در بخش های پزشکی ، اجتماعی ، حرفه ای * هماهنگی و پی گیری در خصوص برابر سازی فرصتها ، فراهم سازی توانمندهای و آموزش ها و ...       * پی گیری امکان دسترسی افراد به امکانات جامعه ( ورزش، تحصیل، علوم ، تفریح، رفت وآمد و ... ) * پی گیری قوانینی که اهداف مشارکت ، تساوی فرصتها ، دسترسی به امکانات جامعه ، استقلال فردی ، اقتصادی و ... را فراهم می سازد

ابوالقاسم نجفی

کارشناس ارشد فیزیوتراپی

 

.

 

 

 

 

نظرات

1394-03-07 23:23
IxuxNz <a href="http://xzvgcmykunkj.com/">xzvgcmykunkj</a>, [url=http://fogrobzooyxa.com/]fogrobzooyxa[/url], [link=http://ypclnwgqwsse.com/]ypclnwgqwsse[/link], http://diwdqyhmvvjo.com/

نظر شما