1394-05-25 09:51

توانبخشی مبتنی بر جامعه و افراد دارای ناتوانی

 

در سال‌های اولیه

بیانیه آلماتا در سال 1978 اولین منشور بین‌المللی حامی مراقبت‌های اولیه بهداشتی بود که به‌عنوان استراتژی اصلی برای دسترسی به هدف سلامت برای همه از سوی سازمان بهداشت جهانی مطرح گردید، مراقبت اولیه بهداشتی هدفش آن‌ است که هر فردی چه فقیر یا ثروتمند بتواند به خدمات و شرایطی که لازمه تحقق بالاترین سطح سلامت است دسترسی داشته باشد.

به‌دنبال بیانیه آلماتا، سازمان بهداشت جهانی توان بخشی مبتنی بر جامعه                                             ( community based rehabilitation ) یا CBR را معرفی کرد. در آغاز، شروع توانبخشی مبتنی بر جامعه با روش ارائه خدمات از طریق استفاده بهینه از منابع جامعه و مراقبت اولیه بهداشتی، و به‌منظور فراهم آوردن خدمات توانبخشی و مراقبت‌های اولیه بهداشتی در دسترس افراد دارای ناتوانی، به‌ویژه در کشورهای کم درآمد بود. در بسیاری از کشورها وزارت بهداشت ( به‌طور مثال، در کشور ایران، مغولستان، آفریقای جنوبی، ویتنام) اجرای برنامه‌های CBR را با استفاده از کارکنان سیستم مراقبت‌های اولیه بهداشتی خود آغاز نمودند. تمرکز اصلی برنامه‌های اولیه بر روی فیزیوتراپی، وسایل کمکی، پزشکی یا مداخلات جراحی بود. در برخی موارد ارائه خدمات تحصیلی و فرصت‌های امرار معاش از طریق آموزش مهارت‌ها و یا برنامه‌های درآمدزا نیز جزء اقدامات بود.

در سال 1989 سازمان بهداشت جهانی، کتابچه‌های آموزش در جامعه برای افراد معلول را برای ارائه راهنمائی و حمایت از برنامه‌های CBR و ذی‌نفعان، شامل افراد معلول، اعضای خانواده آنان، معلمان مدارس، کارکنان و اعضای شورای توانبخشی محلی منتشر ساخت. این کتابچه‌ها به بیش از 50 زبان دنیا ترجمه شده و هنوز به‌عنوان ابزاری مهم در بسیاری از کشورهای کم‌درآمد مورد استفاده قرار می‌گیرد. علاوه بر آن کتاب "کودکان معلول روستایی" راهنمایی برای کارکنان سلامت جامعه، و کارکنان توانبخشی و خانواده‌های آنان می‌باشد که سهم قابل توجهی در توسعه برنامه‌های CBR در کشورهای کم‌درآمد دارد.

دهه 90، همراه با رشد در تعداد برنامه‌های CBR و تغییرات در مفهوم CBR بود. دیگر آژانس‌های سازمان ملل متحد، همانند سازمان بین‌المللی کار(ILO)، سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل متحد(UNESCO)، برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) و صندوق کودکان سازمان ملل متحد (UNICEF) وارد عرصه شده و تشخیص دادند که یک رویکرد چندبخشی مورد نیاز می‌باشد. در سال 1994 اولین منشور مشترک CBR توسط ILO، UNESCO و WHO منتشر شد.

دولت جمهوری اسلامی ایران برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR) را در سال 1992 به‌طور آزمایشی در دو منطقه آغاز نمود. با توجه به موفقیت آمیز بودن برنامه و بمنظور پوشش بیشتر خدمات 6 منطقه در 6 استان جدید دیگر را در سال 1994 اضافه نمود، و در سال 2006 پوشش ملی برنامه 30 استان کشور را شامل شد. این برنامه در حال حاضر در سازمان بهزیستی کشور و در سراسر کشور در حال اجرا می‌باشد، ماموریت برنامه توانبخشی ملی " توانمندسازی افراد دارای ناتوانی ، خانواده‌های‌ آنان و جامعه صرف‌نظر از نژاد، رنگ، عقیده، مذهب، جنس، سن، نوع و علت کم توانی می‌باشد که از طریق افزایش آگاهی، ارتقاء مشارکت، کاهش فقر، انگ‌زدائی، فراهم نمودن نیازهای اساسی و تسهیل دسترسی به بهداشت، آموزش و پرورش و فرصت‌های معیشتی " انجام می‌گیرد.

این برنامه همانند اکثر فعالیت‌های CBR با تمرکززدایی از مناطق شهری و ارائه خدمات در مناطق روستایی و محلی انجام شده است. واحدهای کاری این برنامه در ارتباط نزدیک با امکانات بهداشتی اولیه که شامل؛ خانه‌های بهداشت در مناطق روستایی و مراکز بهداشتی درمانی در مناطق شهری می‌باشد.

فعالیت‌های اصلی برنامه CBR در ایران عبارتند از:

  • آموزش اعضای خانواده و جامعه در مورد ناتوانی و توانبخشی مبتنی بر جامعه با استفاده از کتابچه‌های آموزشی راهنمای CBR سازمان جهانی بهداشت
  • ارائه کمک‌های آموزشی و تسهیل آموزش فراگیر از طریق ظرفیت‌سازی در کارکنان آموزشی و دانش‌آموزان و بهبود دسترسی فیزیکی
  • ارجاع افراد دارای ناتوانی جهت دریافت خدمات تخصصی، به طور مثال خدمات جراحی و توانبخشی، و مکان‌هایی که خدمات فیزیوتراپیست‌ها، گفتاردرمان‌ها و کاردرمانگران در دسترس است
  • تهیه وسایل کمکی همچون؛ واکر، عصا، ویلچر، سمعک، عینک
  • ایجاد فرصت‌های شغلی با فراهم کردن کمک‌های آموزشی، شغلی و حمایت‌های مالی برای افراد در سنین کار
  • پشتیبانی از فعالیت‌های اجتماعی از جمله ورزش و اوقات فراغت

بازنگری 25 سال پس از اجرای CBR

در سال 2003 با همکاری دیگر نهاد‌های سازمان ملل متحد، دولت‌ها و سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی شامل سازمان‌های تخصصی و سازمان‌های افراد دارای ناتوانی ، سمینار مشاوره بین‌المللی برای بازنگری CBR در هلسینکی فنلاند برگزار شد این گزارش اشاره می‌کند که لازم است برنامه‌های CBR بر روی موارد ذیل تمرکز کند:

  • کاهش فقر، با توجه به این‌که فقر عاملی مهم در ایجاد ناتوانی است
  • ارتقاء مشارکت جامعه و احساس مالکیت
  • توسعه و گسترش همکاری‌های بین بخشی
  • درگیر کردن سازمان‌های افراد دارای ناتوانی در برنامه‌ها
  • افزایش دادن برنامه‌هایشان
  • ارتقاء اقدامات مبتنی بر شواهد
  • حمایت‌های مالی برای امرار معاش، آموزش و مناسب‌سازی
  • منشور CBR

در سال 2004، ILO، UNESCO و WHO اولین منشور CBR موافقت شده در توصیه نامه هلسینکی را به روز کردند. منشور به روز شدهنشان دهنده تکامل رویکردCBR از روش ارائه خدمات به رویکرد توسعه جامعه بود. این باز تعریفی بود از CBR به‌عنوان " استراتژی در درون برنامه توسعه جامعه برای توانبخشی، کاهش فقر، برابرسازی فرصت‌ها و تلفیق اجتماعی همه افراد دارای ناتوانی " و ارتقای اجرایی برنامه CBR، " از طریق تلاش‌های مشترک خود افراد دارای ناتوانی و خانواده‌های آنان، سازمان‌ها و جوامع، و خدمات اجتماعی، شغلی، آموزشی و بهداشتی مرتبط به بخش دولتی و غیردولتی و دیگر خدمات ".

منشور CBR اذعان می‌دارد که افراد دارای ناتوانی باید همانند دیگر افراد جامعه به تمام خدمات همچون خدمات بهداشتی جامعه، بهداشت کودکان، رفاه اجتماعی و برنامه‌های آموزشی، دسترسی داشته باشند. این منشور همچنین بر حقوق بشر تاکید داشته و خواستار اقدام علیه فقر، و حمایت دولت و سیاست‌های ملی توسعه است.  

 

CBR امروز

ماتریس CBR

با توجه به تکامل CBR در زمینه استراتژی توسعه چندبخشی، ماتریسی در سال 2004 به‌منظور ارائه یک چارچوب مشترک برای برنامه‌های CBR (شکل 1) تهیه گردید. این چارچوب شامل پنج مؤلفه کلیدی است که عبارتند از؛ سلامت، آموزش، معاش، اجتماعی و توانمندسازی. در هر یک از این مؤلفه‌ها پنج جزء وجود دارد. چهار مؤلفه اول مربوط به بخش‌های توسعه کلیدی است، که بیانگر تمرکز رویکرد چندبخشی در CBR است. آخرین مؤلفه مربوط به توانمندسازی فرد دارای ناتوانی ، خانواده آنان، و جامعه می‌باشد که مبنایی برای حصول اطمینان از دسترسی این افراد به تمام بخش‌های توسعه و بهبود کیفیت زندگی و لذت بردن از حقوق بشر است.

انتظار نمی‌رود که برنامه‌های CBR همه مؤلفه‌ها و اجزاء ماتریسCBR را اجرا کند. بلکه ماتریس CBR طراحی شده تا بهترین گزینه بر اساس نیازهای محلی، اولویت‌ها و منابع در هر برنامه‌ای انتخاب شود. علاوه بر این، در اجرای فعالیت خاص برای افراد دارای ناتوانی ، برنامه‌های CBR نیازمند توسعه همکاری و اتحاد با سایر بخش‌هایی خواهد بود که در برنامه‌های CBR پوشش داده نمی‌شود و لازم است اطمینان حاصل شود که افراد دارای ناتوانی و اعضای خانواده‌هایشان قادر خواهند بود تا به مزایای آن بخش‌ها دسترسی پیدا نمایند. عنصر کلیدی دربرنامه‌های CBR فراهم نمودن ارتباط بین افراد دارای ناتوانی و فعالیت‌های توسعه می باشد. به‌ طوری که این افراد و خانواده‌هایشان توانمند شده و در جامعه فراگیر یا "جامعه‌ای برای همه "مشارکت کنند.

 

 

ماتریس CBR

سلامت

توانمندسازی

اجتماعی

آموزش

معاش معاشمعاش

وسایل کمکی

ارتقاء

پیشگیری

مراقبت پزشکی

توانبخشی

دوران اولیه کودکی

توسعه مهارت‌ها

ابتدائی

متوسطه و بالاتر

غیررسمی

یادگیری مادام العمر

دادخواهی و ارتباطات

بسیج جامعه

خوداشتغالی

خود اشتغالی

اشتغال دستمزدی

خدمات مالی

تامین اجتماعی

روابط خانوادگی و ازدواج

عدالت

مشارکت سیاسی

کمک شخصی

گروه‌های خودیار

سازمان‌های افراد معلول

 

 

 

 

 

 

 

 

در پایان باید اشاره نمود مهمترین عناصر درموفقیت این راهبرد افراد دارای ناتوانی و خانواده های آنان اعضای جامعه (شامل، رهبران جامعه، معلمان و غیره)، جامعه مدنی (مثل، سازمان‌های غیردولتی، سازمان‌های مذهبی و گروه‌های زنان)، سازمان‌های افراد دارای ناتوانی و مقامات دولتی می باشند مهم است که به یاد داشته باشیم هر یک از ذی‌نفعان مهارت، دانش، منابع و شبکه‌هایی را پدید آورده و نقش‌های ویژه و مسئولیت‌هایی در ارتباط با توسعه و اجرای CBRخواهند داشت. افراد دارای ناتوانی و خانواده‌های آنان با کسب آموزش های لازم توانبخشی برای جسمی وروحی ضروری درمحل زندگی قادر خواهند بود بر بسیاری از مشکلات غلبه نمایند

اعضای جامعه با تغییر باورها و نگرش‌هایشان که ممکن است باعث ایجاد محدودیت در فرصت‌های فراهم شده برای افراد دارای ناتوانی و خانواده‌های آنان گردد می توانند مهم ترین کمک را به این افراد نمایند

جامعه مدنی می تواند با نقش‌ها و مسئولیت‌های گروه‌ها و سازمان‌های جامعه مدنی بسته به سطح فعالیت آنان در بخش های بین‌المللی، ملی، منطقه‌ای، و یا محلی متاثر از تجارب بدست آمده جهت مداخله کردن در موضوع افراد دارای ناتوانی موثر باشد.

سازمان‌های افراد معلول یک منبع عالی دیگربرای گسترش برنامه‌های CBR درزمینه توانمندسازی،بیان علائق افراد دارای ناتوانی،ارائه مشاوره درباره نیازهای آنان، آموزش به افراد دارای ناتوانی در رابطه با حقوق آن‌ها، حمایت و اعمال فشار و اقدام جهت اطمینان از این که دولت‌ها و ارائه‌کنندگان خدمات پاسخگوی این حقوق هستند، به‌عنوان مثال اجرای برنامه‌ها مطابق با کنوانسیون حقوق افراد دارای ناتوانی ونیزفراهم آوردن اطلاعات مربوط به خدمات مورد نیاز برای آنانمی باشد

در بخش دولتی مسائل مربوط به افراد دارای ناتوانی باید در تمام سطوح دولت و همه بخش‌های آن اهمیت داشته باشد، ( به‌طور مثال، سلامت، آموزش، اشتغال و بخش‌های اجتماعی) تضمین این که قوانین مناسب و چارچوب سیاست‌ها حمایت از حقوق افراد دارای ناتوانی را لحاظ نموده است و هم چنین اطمینان از این که افراد دارای ناتوانی و اعضای خانواده آنان قادرند به تمام برنامه‌های عمومی، خدمات و تسهیلات دسترسی داشته باشند

                                        ابوالقاسم نجفي      

كارشناس ارشد فيزيوتراپي

نظر شما